گنج

شمارهٔ ۲۷۶

تن سختی کشم نزار دل استکمر کوه زیر بار دل است
دل از آن طرّه در پریشانی استسر این فتنه در کنار دل است
نکند ناوک دعا اثریگره مدّعا، به کار دل است
چشم تا کار می کند ما راگل اشک است و نوبهار دل است
چمن عشق را خزانی نیستگل پاینده، خار خار دل است
عرق شرم ابر، از دریاستدیده تا هست شرمسار دل است
صف دشمن، زبان بسته شکستلب خاموش ذوالفقار دل است
می گدازد چو رشتهٔ گوهرناتوانی که زیر بار دل است
ز دم، آیینه پاس دار حزیننفس پاک هم غبار دل است