گنج

شمارهٔ ۲۳۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: تاست۶ بیت
کون و مکان به زیر نگین قناعت استمور مرا به ملک سلیمان چه حاجت است
جوش گل است و شارع میخانه بسته نیستصوفی، به خانقاه نشستن حماقت است
در پای خم سجود سحرگاهم آرزوستبرخیز ای حریف که هنگام طاعت است
زاهد، به آب تیغ گلو تر کن و ببینکوثر کجا به لذت شهد شهادت است
گلشن کسی به گوشه گلخن نمی دهدرفتن به جنت از سرکویت شناعت است
با خلق روزگار به شفقت مدار کردآری حزین خسته سزای ملامت است