شمارهٔ ۲۳۱
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انعالماست۷ بیت
ما را تن ضعیف به زندان عالم استاین هم که زنده ایم ز دستان عالم است
از شورش جهان سر زلف حواس منآشفته تر ز حال پریشان عالم است
کامش به غیر دانهٔ دل آشنا نشدمور قناعتم، که سلیمان عالم است
ناموس روزگار به گردن گرفته استسلطان غیرتم، که نگهبان عالم است
سودای عشق از سر ما کم نمی شودزنجیر زلف، سلسله جنبان عالم است
از فیض خطّ و خال تو ای نازنین غزالکلکم یکی ز مشک فروشان عالم است
هرگز مبند دل به فریب جهان حزیندنیای سفله، دشمن مردان عالم است