شمارهٔ ۲۲۱
وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: انگرفت۵ بیت
بلبل و پروانه را عشق گریبان گرفتاین ره بزم، آن یکی، راه گلستان گرفت
تیره شبستان دهر، جای نشستن نبوددامن جان مرا، صحبت جانان گرفت
جور جهان می شود، قسمت خونین دلانخار، مکافات برق، ز آبله پایان گرفت
خونی صد خانه است، اشک جهان گرد منشکرکه این سیل خون، راه بیابان گرفت
آن دل نامهربان سوخت به مرگ حزینماتم پروانه را، شمع به سامان گرفت