شمارهٔ ۲۱۸
گرتو را روی زمین خواهش ماوای خوشی ستخانه در گوشهٔ دل کن که عجب جای خوشی ست
ای که بیماری آسودگیت سنگین استدرد عشقی به کف آور که مسیحای خوشی ست
جان به بیعانهٔ پیغام جفا می خواهدیار را با من دلسوخته سودای خوشیست
با دل ابنای زمان دست و گریبان شده اندشور دیوانه و اطفال، تماشای خوشی ست
یک ره از لطف به این غمکده، مستانه درآکه دل و دیدهٔ ما ساغر و مینای خوشیست
دل به خوناب جگر شرح غمت کرده رقمنامه، ناخوانده مکن پاره که انشای خوشی ست
جوش داغ است به گلگشت تماشا بخراملاله زار دل ما دامن صحرای خوشی ست
بخت مردان جهان خفته و حیزان مستندچشم عبرت بگشاییدکه دنیای خوشیست
هر قدم ز آبله اش، باغ و بهار است حزبندل دیوانهٔ من بادیه پیمای خوشی ست