گنج

شمارهٔ ۲۱۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یرنیست۹ بیت
عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیستدر سینه اش اگر جگری همچو شیر نیست
از تیغ بازی نگهت می توان شناختکز خون هنوز نرگس مست تو سیر نیست
در کار عشق، حوصله باید حریف رامنصور، مرد معرکهٔ دار و گیر نیست
کودک، مشیمه را نشمارد به خویش تنگدنیا به چشم مردم دنیا حقیر نیست
لب بسته ام که با دل سنگین روزگارتأثیر، کار نالهٔ گردون مسیر نیست
دارم کف از خمار، به میخانه رعشه دارپیر مغان مگر به کسی دستگیر نیست؟
بیگانه نیست محرم آواز آشنامرغ چمن به خامهٔ من هم صفیر نیست
داری سری چو بلبل اگر مست بوی گلفرقی میان بستر خار و حریر نیست
ای نوجوان کناره مکن از حزین زارعاشق اگر چه پیر بود، عشق پیر نیست