گنج

شمارهٔ ۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: یدنها۹ بیت
مرا آزاد می‌سازد ز دام دل تپیدن‌هاجنون گر وسعتی بخشد به صحرای رمیدن‌ها
به خاک افتادهٔ ضعفم، چو نقش پا درین وادیزمینگیر غبار خاطرم، از آرمیدن‌ها
سهی بالای من، تا خالی افکنده‌ست آغوشمدوتا گردیده‌ام در زیر بار دل کشیدن‌ها
از آن مهر جهان‌آرا نقاب از رخ برافکندنز ما بی‌طاقتان، چون صبح پیراهن دریدن‌ها
رقیبان را به درد خود نبیند هیچ ناکامیچه با جان زلیخا کرد، رشک کف بریدن‌ها
تب و تاب دل ما تشنه‌کامان را چه می‌دانی؟شراب بی‌خماری می‌کشی از لب مکیدن‌ها
بیا در دیده، گر دلجویی این ناتوان خواهینگه را منزل دوری‌ست تا مژگان رسیدن‌ها
بهاران بوده‌ای در باغ، دی را هم تماشا کنعجب بر چیدنی دارد، بساط عیش چیدن‌ها
حزین آخر سر حرفی به آن شیرین زبان واکنچه لذت برده‌ای از شهد ناکامی چشیدن‌ها