شمارهٔ ۱
ای نام تو زینت زبانهاحمد تو طراز داستانها
تا دام گشاد، چین زلفتافتاد خراب، آشیانها
در رقص بود به گرد شمعتفانوس خیال آسمانها
بگشای نقاب تا برآینداز قالب جسم تیره، جانها
مقصد تویی از سلوک عالمشوق تو دلیل کاروانها
در وصف کمال کبریایتابکم شده کلک نکتهدانها
خاموش حزین که برنتابدافسانهٔ عشق را زبانها