شمارهٔ ۱۸۹
حق را بطلب مسجد و میخانه کدام است؟از باده بگو، شیشه و پیمانه کدام است؟
محراب دل آن جلوهٔ آغوش فریب استنشناختهام کعبه و بتخانه کدام است؟
بند از مژه برداشت خیال رخ ساقیای ابر ببین، گریهٔ مستانه کدام است؟
از صحبت صوفی منشان سوخت دماغمای باده پرستان، ره میخانه کدام است؟
سرتا سر این دشت، پر از جلوهٔ لیلی ستامّا نتوان گفت که جانانه کدام است؟
با هر سر خاری کششی هست، ندانمکآشوب فزای دل دیوانه کدام است؟
در بزم، حریفان همگی واقف رازنداز یار ندانیم که بیگانه کدام است؟
آن جلوه برد ره به سوای دل مابا برق مگویید سیه خانه کدام است؟
چون شمع حزین ، از مژه ات دود برآیدبنمایم اگر گرمی افسانه کدام است؟