شمارهٔ ۱۷۱
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انمناست۶ بیت
چه دولتی است که دردت نصیب جان من است!همای تیر تو را، طعمه استخوان من است
تو خود به پرسش من لعل جانفزا بگشاکه قفل خامشی عشق، بر زبان من است
چه شدکه دسترس سیرگلبشانم نیست؟بهار در قدم چشم خونفشان من است
عنان گسسته تر از شوق لامکان سیرمسپهر بی سر و پا، گرد کاروان من است
رواست لاله اگر کاسه داشت پیش کفمگلیست داغ،که مخصوص گلستان من است
حزبن ، ز خانه به دوشان این گلستانمهمیشه مشت پر خویش آشیان من است