شمارهٔ ۱۶۱
دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک استبه شب نهان شدن آفتاب نزدیک است
دلم ز وعده بر آتش فکندی و رفتیبیا که سوختن این کباب نزدیک است
نفس شمرده زدنهای صبح روشندلکنایتی ست که روز حساب نزدیک است
خوش است ساقی اگر مستیی گذاره کنمگذشتن گل پا در رکاب نزدیک است
به عمر با تک و تاز نفس مباش ایمنکه راه دور، به پای شتاب نزدیک است
فسانه ای ز هوس های نفس دون کافی ستدل فسردهٔ جاهل، به خواب نزدیک است
دل از شکنجهٔ هستی غمین مدار حزینگشادِ عقدهٔ کار حباب نزدیک است