شمارهٔ ۱۵۹
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اراست۷ بیت
تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار استاندیشهٔ شیرینی جان، خواب و خمار است
در عشق حلال است مرا چاشنی شورزخمم نمکستان شکر خندهٔ یار است
از قحط سخن سنج به لب مهر خموشی استزین مرده دلان خامه ی امنا شمع مزار است
بر هم نزنم چشم به شبهای جداییصد شیشه ز پرگالهٔ دل بر مژه بار است
گل می کند از شرم، نهان دست نگارینتا پنجه ی مژگان تو در خون شکار است
غمخانهٔ دل بی تو چرا تیره نباشد؟کارش همه، با روزنه ی دیده ی تار است
شمعی چو تو در انجمن عشق، حزین نیستهر چشم زدن اشک تو با آه دچار است