گنج

شمارهٔ ۱۲۳

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اریمیشودپیدا۱۱ بیت
پس از ما تیره‌روزان روزگاری می‌شود پیداقفای هر خزان، آخر بهاری می‌شود پیدا
مکش ای طور با افسرده‌حالان گردن دعویکه در خاکستر ما هم شراری می‌شود پیدا
سرت گردم، دل آشفته ما را چه می‌کاوی؟درین گنجینه، داغ بی‌شماری می‌شود پیدا
پس از فرهاد باید قدر این جان‌سخت دانستنکه بعد از روزگاری، مردِ کاری می‌شود پیدا
ز هر تن‌پروری جان‌بازی ما برنمی‌آیدبه عمری از حریفان، خون‌قماری می‌شود پیدا
چنین گر، گریهٔ مستانه را خواهم فرو خوردنمرا از هر بُنِ مو، چشمه‌ساری می‌شود پیدا
من خونین‌جگر از بس که با خود داغ او بردمکنی هرجا به خاکم، لاله‌زاری می‌شود پیدا
به استغنا چنین مگذر ز من ای برق سنگین‌دلمرا در آشیان هم مشت خاری می‌شود پیدا
به هر بزمی که از صهبای غم ساغر به کف گیرمز مژگانِ ترم سرمایه‌داری می‌شود پیدا
فراموشم نخواهد کرد آن سرو روان امّابهار رفته بعد از انتظاری می‌شود پیدا
حزین ار خویشتن را از میان گم‌گشته انگاریدر این دریای بی‌پایان، کناری می‌شود پیدا