گنج

شمارهٔ ۱۲۱

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: ایمحبترا۶ بیت
شوری به سر افتاده، رسوای محبت راساکن نتوان کردن، غوغای محبت را
هنگامهٔ محشر را، برهم زند از مستیآن دم که به حشر آرند، شیدای محبّت را
درد دل عاشق را عیسی نکند چارهدرمان ندهد سودی، سودای محبت را
گردی ز نمکدان لعل لب او باشدشوری که به جوش آرد، دریای محبّت را
از نام چه اندیشد، از ننگ چه پرهیزدپروای جهان نبود، رسوای محبت را
از همّت سرمستان، بردار حزین خضریتنها نتوان رفتن، صحرای محبت را