گنج

غزل شمارهٔ ۸۳

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ندی۷ بیت
ای که مشتاق وصل دلبندیصبر کن بر مفارقت چندی
باش آمادهٔ غم شب هجرای که در روز وصل خرسندی
بندگان را تفقدی فرمایتو که بر خسروان خداوندی
تو بمانی به کام دل، گر مرددر تمنایت آرزومندی
چشم بد دور از رخت که نزادمادر دهر چون تو فرزندی
رخشی بیداد تاختی چندانکه غبار مرا پراکندی
کی شدی هاتف این چنین رسواگر شنیدی ز ناصحی پندی