گنج

غزل شمارهٔ ۸۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اکبودیکاشکی۶ بیت
کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکیاین گلستان بی‌خس و خاشاک بودی کاشکی
یار من پاک و به رویش غیر چون دارد نظردیده او چون دل من پاک بودی کاشکی
قصد قتلم دارد و اندیشه از مظلومیمیار در عاشق کشی بی‌باک بودی کاشکی
تا به دامانش رسد دستم به امداد نسیمجسم من در رهگذارش خاک بودی کاشکی
سینه‌ام از تیر دلدوز تو چون دارد نشانگردنم را طوق از آن فتراک بودی کاشکی
غنچه‌سان هاتف دلم از عشق چون صد پاره استسینه‌ام زین غم چو گل صد چاک بودی کاشکی