شمارهٔ ۸۲
ساقیا وقتست اگر ما را شرابی در دهیمجلس ما را ز باده رونق دیگر دهی
روح قدسی را به آب زندگانی خوش کنیعقل پر دل را به باد لاابالی بر دهی
از قدح بندی گران بر پای مستان بر نهیوز طرب راهی سبک در لفظ رامشکر دهی
دست ما گه گه بدان شمشادوش سنبل برینقل ما نو نو از آن یاقوت گون شکر دهی
ما چو از خوی خوش خود در گلیم و در گلابسخت خرم باشد ار گلگون گلابی در دهی
ور ز مستی در شماره بوسهمان افتد غلطبس که از سر دادهای این بار هم از سر دهی