شمارهٔ ۴۰
سخت با ما تو بخیلی بسلامنیک مائیم ترا عاشق و رام
جان ما عاشق و تو معشوقهدل ما صید و سر زلف تو دام
روی و زلفین تو خون آمد و مشکوصل و هجر تو حلال است و حرام
بوسه خواهم در حال بدهمکن ای دوست مرا دشمن کام
نقره اندامی و من زر رویمبزر پخته خرم نقره خام
آن چنانم ز نحیفی که همینتوانم زد یکدم بدو گام
نعمت روی تو می باید و بسبسر تو که تمام است تمام