گنج

شمارهٔ ۳۵

صبح را رنگ بدان عارض چون ماه دهدشام را گونه بدان طره کوتاه دهد
طاق ابروش مرا جفت غم و رنج کندچشم آهوش مرا بازی روباه دهد
صفت رنگ رخ من که کند کاه کندخبر درد دل من که دهد آه دهد
گر چو من گمره و سرگشته شود نیست عجبآنکه چندین غم و اندیشه به خود راه دهد
وای آن خسته که دل را به چنان ماه بردبخ بخ آن بنده که دل را به چنین شاه دهد
شاه بهرامشه آن شه که قران سعدشآسمان را همی از طالع او جاه دهد
هر چه کین باشد رزمش ز بد اندیش کشدهر چه کان دارد دستش بنکو خواهد دهد