شمارهٔ ۳۱
دل چون ز لبت شراب خواهددرد از جگرم کباب خواهد
درآب دو دیده غرقه گرددهر تشنه که از تو آب خواهد
گنج تو درین دل خرابمخود گنج وطن خراب خواهد
حاشا که دل خطا پرستمیک کار مرا صواب خواهد
بر چشم حسن حواله می کنهرکو ز تو در ناب خواهد
ذره ز وجود خویشتن گفتآن باشد کافتاب خواهد