گنج

شمارهٔ ۲۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: میرسد۷ بیت
از لعل آبدار تو پاسخ همی رسدوز زلف تابدار تو دل را دمی رسد
پرورده شد ز خون دلم سالها غمتدر انتظار آنکه مگر محرمی رسد
لیکن به دولت شه شادان شود به حکمهر گه که بندگان را بر دل غمی رسد
بهرام شاه آنکه به اقبال و نصرتشهر روز ذکر فتحی از عالمی رسد
سوریست مخلصان را از تیغ او کز آنهر لحظه دشمنان را نو ماتمی رسد
سکر ز شاه گیتی نومیدی ز بخت؟بگذار ای زمانه اگر همدمی رسد
تشریفهای بنده حسن برقرار خویشتقریر کرد شاه ولیکن نمی رسد