شمارهٔ ۲۰
ایکه قدرت صد چو گردون آورددور گردون چون توئی چون آورد
رأی تو رسمی که آرد در جهانهمچو رویت خوب و میمون آورد
رنگ و بوی خلق و خلقت آسمانگر نیارد ماه گردون آورد
آتش خشمت که بر کوه اوفتدهمچو لاله سنگ را خون آورد
جان ز جودت زر ناموزون بردچون نثارت در موزون آورد
گفتم آرد سعی تو تشریف منکی گمان بردم که اکنون آورد
گرچه بشکستم در این تشریف نیکزان شکستم نیز بیرون آورد