گنج

شمارهٔ ۱

ای تخت را خجسته تر از تاج گاه راوی ملک را فریضه تر از نور ماه را
ای نقش بند دولت بند قبای توفر همای داد به سربر کلاه را
روزی که بر نشینی تاج سفیده دمگیرد پناه سایه چتر سیاه را
تخت تو چرخ باد که تاجی سپهر راروی تو لعل باد که پشتی سپاه را
سوسن گواه دولت تست و خوش اینکه چرخوه نی کره زرین بار و گواه را؟
تا روز حشر جز تو که هستی فرشته ایمردم مباد دیده این بارگاه را
یارب پناه دولت و دینش تو کرده ایاندر پناه خویش بدار این پناه را
چندانکه ممکن است نگهدار و عمر دهسلطان یمین دولت بهرام شاه را