گنج

شمارهٔ ۲۴ - در مدح بهرام شاه است

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: رگیرد۲۷ بیت
هم اکنون باز نقاش طبیعی خامه بر گیردز نقش عالم آرایش جهان زیب دگر گیرد
گهی بر آب تر از ابر زنگاری زره دوزدگهی از لاله تیغ کوه شنگرفی سپر گیرد
سحاب پر زنم چشم نبی بی پسر گرددنسیم صبحدم رسم رسول بی پدر گیرد
صبا نقاش و عطار است پنداری که پیوستهچو نقاشی به پایان برد عطاری ز سر گیرد
طبیعت گر درختان را مطرا میکند شایدکه چون گردد مطرا عود قیمت بیشتر گیرد
دم باد سحر چون مجمر گل را برافروزدسراسر طارم بستان بخار عود برگیرد
براند بر گلستان ابر نیسان آب و نندیشدکه رخسار لطیف گل خود از بادی اثر گیرد
به پیش آسیای آبگون ابریست چون گردیکه دیده است آسیا هرگز که گرد بحر و بر گیرد
هم اکنون لاله چون اصحاب کهف از خواب برخیزدچو نرگس نیز یکچندیش سودای سهر گیرد
چو دلشدگان کنون بلبل هزاران راز بگشایدچو دلداران کنون گلبن هزاران ناز درگیرد
بسا طوطی که از بیضه تر و تازه برون آیدجهان را همچو باز چتر سلطان زیر پر گیرد
خداوند جهان بهرامشاه آن شاه کز جودشچو روی آسمان هر شب زمین هر روز زر گیرد
مکارم را چو برخیزد امل جود علی یابدمظالم را چو بنشیند جهان عدل عمر گیرد
گرش افتد بکشتن چرخ را عزمش فرود آردورش باید به قوت کوه را حزمش کمر گیرد
جگر از آب تری یابد و این از همه خوشترکه تیغ شهریار آب است و گرمی از جگر گیرد
به پیش رای او خورشید را بیخردگی باشداگر تا دامن محشر گریبان سحر گیرد
بنامیزد بنامیزد زهی شاه قضا قدرتکه تیغ عزم تو گوهر ز الماس قدر گیرد
تو خورشیدی و بدخواهت در آن عقده که سال و مهز قربت چون زحل سوزد ز بعدت چون قمر گیرد
گه از لطفت جهان ملک بوی گلستان یابدگه از نطقت دهان کلک طعم نیشکر گیرد
نه زانهائی بحمدالله که از لشکر مدد جوئینه مرد آن بود خورشید کز ذره حشر گیرد
مکان صرصر ز شبدیز تو در صحن فلک سازدپناه آتش ز شمشیر تو در قلب حجر گیرد
چو آتش میخورد خود را حسود و دیر برنایدکه روز بخت او کوتاهی عمر شرر گیرد
خداوندا ضمیر بنده چون مشاطه چابکعروس مدح شاهی را همی اندر گهر گیرد
به از اقران شود بنده چو شد شایسته خدمتسر گوران خورد روبه چو پای شیر نر گیرد
محالی نیست این معنی که گردد لاله و گوهرچو خاک و سنگ را خورشید در ظل نظر گیرد
همی تا باز زرین بر سر این چتر پیروزهز مشرق هر سپیده دم سواد بحر و بر گیرد
ز فر طایر میمون ز پیروزی چنان بادیکه باز چتر تو هر لحظه سیمرغ ظفر گیرد