شمارهٔ ۵۲
دی یکی رقعه به نزد من رسید از صدر شاهوانگهی نام همایون شهنشه بر سرش
خط اشرف را بدیدم کرده باقی نام منگفتم اینک گنج کافتادم به ناگه بر سرش
من که باشم یا چه خاکم کآسمان گر یافتیشبرنهادی از تفاخر چون خور و مه بر سرش
در مناجات آمدم گفتم که بختا دیردارظل او را بر سر ما ظل الله بر سرش
دولتش را هر که همچون که نخواهد پایداراز عنا باد و عزا که بر دل و که بر سرش
باد میمون آنچنان کز بهر اقطاع مراتازه منشوری نویسد نصر من الله بر سرش