گنج

شمارهٔ ۴۸

خسروا راز هفت پرده چرخپیش رای تو می شود ظاهر
گر به هیبت در آسمان نگریچرخ در دور تو شود فاتر
قدرت آنجا رسید کز رتبتمی نگردد نظر بر او قادر
ذات تو جوهریست کز تعظیمشد زبان از بیان آن قاصر
کنه تو عالمی که می نشودمرغ وهم اندر آن هوا طایر
صدر دیوان تو ز قدر و شرففلک است وندر او ملک حاضر
خواجگانی به دور او فرشته صفتهمه در کار مملکت ماهر
در وزارت مشرف الدین استصد چو آصف به حکمت وافر
ملک را خامه عمادالدیندر خور آمد چو دیده را باصر
مشرف الملک در متانت رایآفتابیست در زمین زاهر
راستی را مکان مستوفیمملکت راست حامی و ناصر
خاطرش بحر لطف و کان ذکاستآفرین باد بر چنین خاطر
نایبانی نشسته هم برشاندر صناعات کاتبی فاخر
چشم بد دور کاین گره هستندهمه عین صواب جز ناظر
بی گناه از میان این حلقهعزلت بنده از چه بود آخر