گنج

شمارهٔ ۴۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یر۱۲ بیت
صاحب عصر شمس دولت و دینای به تو زنده جان اهل هنر
آن مدبر توئی که در تدبیرفلک از خط تو نتابد سر
حکم تو امهات را حاکمرای تو آفتاب را رهبر
هر کجا از سخا سخن رانندنام میمون تست سر دفتر
هر کجا کز عطا حدیث روددست در پاش تست نام آور
در زمین دیر ماند خواهی ازانکه توئی منفعت رسان بشر
دین پناها به دین و دانش و دادکه فرومانده ام چنین مضطر
کاین سخن را به جهد دادم نظمگرچه چون بحر و کانم از گوهر
خرده ای صوفیانه خواهم گفتوان به جز محض یکدلی مشمر
وعده ای داده ای به لطف مرااز سر وعده رهی مگذر
به خدائی که ناظر همه اوستکه زمن بنده بر مدار نظر
بنده را بس خریده ای به حطامبنده ای را چو من به جاه بخر