گنج

شمارهٔ ۳۵

تالعل تو سنگبار باشدبس دیده که اشکبار باشد
در بحر غم تو هر که افتددر آرزوی کنار باشد
هرگز دل من قرار گیردتا عشق تو برقرار باشد
گر هجر تو اینچنین نمایدعالم ز غم تو زار باشد
ور وصل تو کار من نسازدبا زندگیم چه کار باشد
بی روی تو هر که زنده مانداز روی تو شرمسار باشد
یاد آر از آن دلی که او رااندوه تو یادگار باشد
بخشای بر آنکسی که امسالدر حسرت عیش پار باشد
چون غم نخورد کسی که او راغمهای تو غمگسار باشد
بیم است که از فراق رویتراز دلم آشکار باشد
نزدیک آمد که قصه ماافسانه روزگار باشد
آن وعده که داده ای به وصلمخوش باشد ار استوار باشد
باد است حدیث وعده توبر باد چه اعتبار باشد
امروز تو دستگیر ما باشتا حسن تو پایدار باشد
مگذار که چشم اشکبارمزین بیش در انتظار باشد