شمارهٔ ۲۱
اگر به صبر مرا با تو چاره باید کرددلم صبورتر از سنگ خاره باید کرد
و گر ز جور کند جامه پاره مظلومیمرا ز جور تو صدجان نثاره باید کرد
تو جورهای نهان می کنی و ترسم از آنکه راز عشق توام آشکاره باید کرد
مرا به ترک تو گفتن ز دل اجازت نیستنخست با دل ریش استخاره باید کرد
روامدار که با اینهمه امید مراز دور در تو به حسرت نظاره باید کرد
چنین که بحر غمت را کرانه نیست پدیدز غرقه گاه هلاکم کناره باید کرد
به یادگار رخت قبله ای به دست آرمگرم پرستش ماه و ستاره باید کرد