شمارهٔ ۱۷
هر کجا هست دل آزار، دل زاری هستپای مگذار در آنجا که دل آزاری هست
شود از مرغ هوا قدرت آزادی سلباندر آن باغ که صیاد ستمکاری هست
ز آه سرد دل ما این همه غافل منشینایکه امروز ترا گرمی بازاری هست
فرصت از دست مبادا دهی ای بلبل مستتا که در ساحت گلشن ز گل آثاری هست
هر که گفتت: بره یار وفادار بمیرگو: در این شهر مگر یار وفاداری هست؟
نشود دستخوش غارت گلچین (صابر)آن گلستان که حفاظش در و دیواری هست