شمارهٔ ۵ - ترجیع بند در مدح و میلاد قطب عالم امکان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
وقت صبوحست ای به جسم جهان روحخیز که شد باز، باب میکده مفتوح
صبحک الله باکرامة والخیرراح مروق بسیار و رایحه روح
مؤذن میخوارگان خروس خوش الحانآیه قدوس خواند از پی سبوح
ناله شب زنده دار و آه سحرخیزاز دل خونین خوش است و سینه مجروح
نی نی خاک درتو حله جودیستفایده حاصله مثلث بدوح
ای بت سرمست وی نگار قوی دستای دو جهان مادح و تو بر همه ممدوح
در شب میلاد شاه حاضر غائبانجمن قدس راست شأن تو مطروح
ذکر جهان و جهانیان شده یکسراین سخن جان فزا مفصل و مشروح
کعبه مقصود گشت قبله مسجودمهد زمین از ظهور مهدی موعود
زد علم عدل یار باز به عالمبر همه عالم فکنده پرتو پرچم
سر نهان آشکار گشت به دنیاشاهد معنی ظهور کرد در این دم
محتسب عدل کرد شحنه انصافهفت قلم را به یک نظام منظم
از دم روح القدس دوباره عیان شدطلعت عیسی به مهد دامن مریم
تافت ز نو، بر فلک ستاره موسینخوت فرعون شد ز تابش او کم
زآتش نمرود و قهر آتش شدادرست رسول خدا خلیل مکرم
کشتی نوح است در برابر جودیماهی یونس پدید شد زدل یم
نی نی نوبت زن زمانه فرو کوفتنوبت دولت به نام شاه معظم
مهدی هادی امام حاضر غائبقائم دائم وصی آدم و خاتم
شد متولد زمام آن ولدی کشقابله حوا و شوی قابله آدم
ابر هدایت چنان به کعبه بباریدکاب زمیزاب ریخت در چه زمزم
ای تو بقوت به ممکنات مسلطوی تو بقدرت به کائنات مسلم
در شب میلاد حضرت تو، به ایرانانجمنی کرده بزم قدس فراهم
انجمن قدسیان به مجلس قدس استکش پی تعظیم گشته پشت فلک خم
از لب روحانیان عالم بالااین سخن آید به گوش هوش دمادم
کعبه مقصود گشت قبله مسجودمهد زمین از ظهور مهدی موعود
ساقی روحانیان عالم بالاریخت به ساغر شراب ناب تولا
از خم وحدت کشید ساغر اولکرد ظهور دومت به کثرت اشیا
صبح به میخوارگان صلای صبوحیداد، بغمز و برمز عشوه و ایما
اقترب الساعة الصبوح فقوموکز دم روح الله است راح مصفا
صبح ازل گشت شام، شام ابد صبحصبح دوم شد پدید از شب یلدا
صبح سعادت طلوع کرد زمشرقشمس حقیقت نمود طلعت زیبا
صبح چنین ای ندیم باز چه خسبینوبت بیداری است و وقت تماشا
خیز که شمعی وجود یافت به عالمخیز که شد ساعت ولادت مولا
خیز که نوبت زن زمانه فرو کوفتنوبت دولت به نام داور دنیا
قائم موعود شهریار مظفرمهدی هادی امام حی توانا
انکه بدین شعر دلکشش بسرایندمجمع کروبیان عالم بالا
کعبه مقصود گشت قبله مسجودمهد زمین از ظهور مهدی موعود
عرشه عرش است یا که روضه رضوانخلوت قدس است یا مدینه ایمان
سینه سیناست یا که وادی ایمنصحنه صنعاست یا که ساحت کنعان
بیت حرام است یا که بیت مقدسمسجد اقصی است یا که معبد رهبان
محضر شیث است یا که مدرس ادریسخیمه داود یا بساط سلیمان
خانقه عدل یا که مصطبه عشقمنزل جان است یاکه محفل جانان
بزم حقیقت و یا مقام طریقتعالم معنی است یا قلمرو عرفان
باغ ارم یا فزای خلد مخلدجنت شداد یا حدیقه رحمان
تبت تاتار یا که خلخ فرخارکشور چین است یا طراز بدخشان
کاخ خورنق و یا که صرح ممردجرگه بهرام یا که خرگه نعمان
قطعه شعر است یا که آیه منزلصفحه نصر است یا که سوره فرقان
صفحه ارژنگ یا که کبک دساتیرنامه زید است یا نصایح لقمان
سوره نور است یا تلاوت توراتنغمه انجیل یا قرائت قرآن
مصرع هر بیت تیر دیده دجالمطلع هر شعر تیغ تارک شیطان
آن شب قدری که قر اوست معظمهست شب نیمه مبارک شعبان
انجمنی کرده ماه انجمنی راانجمنی چون فلک زانجم تابان
انجمنی این چنین تمام سخن سنجانجمنی این چنین تمام سخندان
انجم این انجمن تمام غزل گوانجم این انجمن تمام غزل خوان
انجم این انجمن مسلم آفاقانجم این انجمن مشخص دوران
انجم این انجمن خلاصه کونینانجم این انجمن سرآمد کیهان
انجم این انجمن مدیر زمانهانجم این انجمن مؤید ایران
انجم این انجمن تمام سراینداین سخن جان فزا چو بلبل دستان
کعبه مقصود گشت قبله مسجودمهد زمین از ظهور مهدی موعود
شمس حقیقت امام حاضر غائبدر خور حمد و ثنا و مدح و مناقب
خدمت اوراست جبرئیل مواظبدرگه اوراست روح قدس مراقب
رتبت درگاه او سپهر مطبققبه خرگاه او نجوم ثواقب
آدم و نوح و خلیل عیسی و موسیراجل و راکب ورا دوان به مواکب
در شب میلاد با سعادت او شداختر دجال شوم ساقط و خائب
اوست چه شهباز و خلق جمله چه عصفوراوست چه ضرغام و جیش خصم ثعالب
ای همه مقهور و تو بر همه قاهروی همه مغلوب و تو بر همه غالب
مدح سرای تو عالمند ولیکنگوی سعادت ربوده از همه «حاجب »
کعبه مقصود گشت قبله مسجودمهد زمین از ظهور مهدی موعود
ای زده در عرش کبریا علم کوسوی ز تو بانگ اذان و نغمه ناقوس
بنده فرمان تست دادگر رومچاکر دربان تست پادشه روس
دشمن جاه تو مبتلاست شب و روزبر، سل و دق بضرع سکته و کابوس
کوی تو خلد مخلد است به تحقیقدشمن تو مارملک چون پر طاووس
ای خلف ارشد ستوده آدمسنگ قصاصش بزن به سینه ناموس
عصر ظهور تو گشت بر همه عالمروز قیام تو گشت بر همه محسوس
ای شه آفاق گیر عصر ظهور استچند نهی ملک و دین به دشمن منحوس
آی و به یادآور آن زمان که شه دینجد گرامت شدی ز یاران مأیوس
یکه و تنها میان لشگر کفارنه پسر و نه پدر نه یار و نه مأنوس
تشنه لب و داغدار زخم فراوانمرهم او تیغ تیز و غلغله کوس
تشنگیش زد شرر به عالم هستیآبش باران تیر شد به صد افسوس
ذکر ملائک شد است این سخن منهر که بخواند شود ز حادثه محروس
کعبه مقصود گشت قبله مسجودمهد زمین از ظهور مهدی موعود