گنج

شمارهٔ ۵۴

۱۰ بیت
در ارض و سما غیر تو شمس و قمری نیستوز شمس و قمر جز تو نشان و اثری نیست
مادر مگرت بود قمر، شمس پدر زانکغیر از تو، به حق شمس و قمر را پسری نیست
قدت شجر طیبه حسنت ثمر اوستطیب شجری چون تو و طاهر ثمری نیست
در زیر و زبر معنی شمس و قمری توخالی ز تو یک نقطه زیر و زبری نیست
در عالم جان سیر و سفر کن ز تنستانچون بهتر از این مرحله سیر و سفری نیست
در مرحله عشق تو بی پا و سرانندپیش سر و پای تو به خط پا و سری نیست
از مخبر صادق شنو احوال جهان رااینجاست خبرها که در آنجا خبری نیست
اندر پی دیدار تو صاحب نظرانندنزد رخ زیبای تو صاحب نظری نیست
گر هست قضا و قدری از قلم تستور نیست چنین هیچ قضا و قدری نیست
شد نیشکر از خامه «حاجب » شکرستانبهتر ز نیِ خامه او نیشکری نیست