شمارهٔ ۵
خواهی ار، روشن کنی ای ماه سیما جمع رااز حجاب و هم بیرون آی و بنشان شمع را
شمع عالم پرتو استی کافتابی آفتابروز روشن کن شب تاریک هجران جمع را
فرد، هر جمعی و جمع فردها سر جمع کلجمع کن افراد و از هر جمع بگشا سمع را
فتنه بیدار است و امنیت بخواب و عدل ماتبر طبیعت واگذار امروز قلع و قمع را
«حاجبا» ویران شد ایران از چه؟ از کردار زشتآستین از چشم خونین گیر و بفشان دمع را