شمارهٔ ۴۶
آنجا که هست بود تو باد بهار چیست؟وآنجا که هست موی تو مشک تتار چیست؟
زلف و رخ تو معنی لیل و نهار ماستبا بودن تو گردش لیل و نهار چیست؟
باز آ و پا به دیده خونبار ما گذارتا گویمت که سرو، چه و جویبار چیست؟
ما اختیار در کف جانان نهاده ایممختار چونکه یار بود اختیار چیست؟
شد بی حجاب شاهد ما روبرو بماباز این بلای هجر و غم انتظار چیست؟
خواهی اگر ز حال دل ما شوی خبراز لاله پرس کاین جگر داغدار چیست؟
ما روزگار را به غم یار طی کنیمتا در دل این غم است غم روزگار چیست؟
ما در وصال بی خبریم از غم فراقتا باده در سبوست بلای خمار چیست؟
«حاجب » چو وصل یار میسر بود ترااین آه و ناله و فزع انکسار چیست؟