گنج

شمارهٔ ۳۹

۸ بیت
بر در میکده درویش بنه پای طلبرو حیات ابد امروز از این خانه طلب
میخ این چادر، صد پاره به دل زن نه به گلهر چه خواهی طلب از باده فروشان به ادب
خدمت پیرمغان رو، به حقارت نه به کبرکاندر اینخانه حسب کس ز تو خواهد نه نسب
پای عرعر منشین و ثمر از بید مخواهرو تو در سایه نخلی که بچینش رطب
عرب از پارسیان تربیت آموخت درستکه سعادت ز عجم بود و شقاوت ز عرب
علم آموز و ادب زانکه به چیزی نخرندمردم با ادبت جامه دیبا وقصب
لذتی هست بتحصیل علوم ار دانیکه ز دوشیزه نبردند جوانان عزب
«حاجب » از پرده درآ، روی به عالم بنماکه جهانند ز هجران تو در رنج و تعب