شمارهٔ ۳۱
ای خلق همه خلق ز اخلاق تو تذهیبوی نام گرامت همه جا باعث تحبیب
ای دفتر انصاف ز عنوان تو تزئینوی نامه اخلاص ز انشاء تو تذهیب
شد خانه دلها همه معمور، به امرتپس از چه کنی، در دل ما حکم به تهذیب
راضی به هلاکم نشود کس چو نباشداز چشم تو تحریک و ز ابروی تو ترغیب
ساقی کزک از بعد شراب آر، به تکرارچون بعد نماز است مگر خواندن تعقیب
از پای همه تا بسری قابل تحسینوز فرق همه تا به قدم لایق ترحیب
زلف و خط و خال و لبت از خلق ببردندفهم و خرد و زیرکی و هوش به ترتیب
تو نقطه موهومی بی زحمت تقسیمتو جوهر فردوسی بی صنعت ترکیب
ناقص بود آن کس که کند غیر تو تصدیقناحق بود آن کو که کند امر تو تکذیب
«حاجب » ز حجب گشت عیان تا بنمایدرسم و ره تحبیب و سخنرانی و تأدیب