گنج

شمارهٔ ۲۲

۱۰ بیت
سپیده دم بدم کشد اساس اعتبار شببه آب صلح شوید او سیاهی عذار شب
غزال خوش خرام من فتاده شب بدام مناگرچه ناروا بود، به راستی شکار شب
همای قدس آشیان فکنده، سایه بر جهانبه صبحدم گشود پر، پرید از دیار شب
به روز شمس در بغل به شب مهم در آستینشبم به صبح همقدم به صبح رهسپار شب
شب سیاه عاشقان سپیدتر، ز صبح شدچو آفتاب معدلت برون شد از حصار شب
فساد و فتنه بیشتر ز روز، شب عیان شودمگر، به چشم و زلف تو بتا بود قرار شب
بدل به صبح وصل شد شب فراق عاشقانبه دست کیست غیر تو عنان و اختیار شب
سیاه بخت شد عدو چو روز ما سفید شدشعار او سیه بود همیشه چون شعار شب
ببین حسود شوم را غراب بین و بوم راندیده روی صبحدم غنوده در کنار شب
بده صلای صلح کل به روز وصل «حاجبا»به دست جنگجو مده زمام اقتدار شب