گنج

شمارهٔ ۱۰۵

۱۲ بیت
دو، روز مطرب و ساقی گر اتفاق کنندوفاق در، می و خون در، دل نفاق کنند
حصار شهر مخالف ز ترک پر آشوبحجاز پر، زنوا، شور، در عراق کنند
شب و خیال ز سیم رباب و پرده تارمهار تفرقه در بینی فراق کنند
به علم منطقه چرخ را کره سازندکسان که در کمرت دست خود نطاق کنند
مگر قمر به رخت لاف همسری زنداکه هر مهی دوشبش روی در محاق کنند
هلال بدر، شود طاق از آسمان گذردکه ابروی تو شبیه هلال طاق کنند
کسان که بی خبرند از سیاق درویشی. . . پر ز طمطراق کنند
ز می فروش تو «کأس الکرام معنی » خواهکه تا کدوی سرت کاسه رحاق کنند
گرت هواست که رخت افکنی به ساحت حرببگو عنان بسر رفرف و براق کنند
مکن عجوزه دنیا نکاح کاین رندانعروس کاوس و پرویز را طلاق کنند
معطر است دماغ جهان ز عطسه صبحسزد قنینه و مینا و بط فراق کنند
به امهات و به آبا جواب ده «حاجب »که غافلان نتوانند خرق آق کنند