شمارهٔ ۷ - ترکیب بند
نام تو در نامه حی قدیمبسم الله الرحمن الرحیم
ذات تو مقصود از این یاوسینشخص تو معهود از این حاومیم
آیتی از لطف جمال تو بودهر چه خدا گفت ز فضل عمیم
سطوتی از قهر و جلال تو بودهر چه مثل زد ز عذاب الیم
نام تو بود آنکه درام الکتابگفت لدنیا لعلی حکیم
در صفت دلشده گان غمتگفت اتی الله بقلب سلیم
چهر دل آرای توام الکتابلعل دل آرای تو فصل الخطاب
نسخه هستی ز جمال تو بودصورت آدم بمثال تو بود
هر چه پدید آید از این شش جهتنقشه ای از عکس خیال تو بود
سر حقیقت که ندانست کسنکته ای از دانه خال تو بود
روز قیامت که خدا وعده دادهمژده ای از روز وصال تو بود
عرش معظم که نیاید بوهممسندی از عز و جلال تو بود
هرچه بتورات و بانجیل گفتحضرت حق، وصف کمال تو بود
هر چه خدا گفت و پیمبر شنیددر نبی از صورت حال تو بود
فاکهه مریم و خوان مسیحلقمه ای از خوان و نوال تو بود
خانه معمور که شد بر فلکصفحه ای از صف نعال تو بود
چشمه تسنیم و شراب طهورجرعه ای از عذب زلال تو بود
سفره احسان تو روزی نهادخلق جهانرا که عیال تو بود
مهر که پوید بفلک روز و شبپیک و برید مه و سال تو بود
دم مزن ای دل که همه دم علی استروح خدا در تن آدم علی است
روز ازل کادم و عالم نبودجلوه ای از روی علی کم نبود
آدم اگر چهره نسودی بخاکبر در پیرم علی، آدم نبود
مرغ گل ار یافت بتن جان و دلاز دم عیسی بجز این دم نبود
نخلفه مریم نشدی بار ورسایه اش ار بر سر مریم نبود
ای که نه گر کلک تو دادی نظامدفتر ایجاد منظم نبود
کعبه ز میلاد تو این رتبه یافتورنه بدین پایه معظم نبود
در شب معراج که حق با رسولگفت سخن، غیر تو محرم نبود
کیستی ای آنکه همه عالمیگر تو نبودی همه عالم نبود
گر ننهادی تو بهستی قدمنام و نشان زادم و خاتم نبود
در ره دل کی بدی این پیچ و تابکر شکن زلف تو را خم نبود
فاش بگو کاول و آخر علی استدر دو جهان باطن و ظاهر علی است