شمارهٔ ۲
روی مه آئینه جمال محمدطلعت خورشید پایمال محمد
سایه ندارد که آفتاب فلک نیزآمده در سایه ظلال محمد
خضر که خورد آب زندگی و بقا یافتجرعه کشی بود از زلال محمد
موسی نعلین کند در شب میقاتتا که بگیرد بکف نعال محمد
نعمت دنیا نه بلکه جنت ماویلقمه ای از سفره نوال محمد
چرخ خم آورده پشت با همه رفعتبو که حکایت کند ز دال محمد
آتش طور و درخت نور نبد جزلمعه ای از جلوه جلال محمد