گنج

شمارهٔ ۹۳

۵ بیت
ایخواجه شنیدم که لبت کان نبات استایخواجه شنیدم دهنت آب حیات است
ایخواجه شنیدم که بدست کرم تواز لطف خداوند یکی تازه برات است
ای خواجه شنیدم که در این خرمن نعمتاز قسمت درویش یکی تازه برات است
ای خواجه شنیدم که اسیران جهانراچین و شکن زلف تو مفتاح نجات است
ای خواجه شندم که بوقت کرم وجودیک رشحه ز بحر کرمت نیل و فرات است