شمارهٔ ۸۰
این خانه که پیوسته در او جوش و خروش استاز کیست؟ مگر مصطبه باده فروش است
این مستی می نیست که هنگامه عشق استوین ناله نی نیست که آواز سروش است
از زهد ریائی چه دلت رسته شد ای شیخمستانه بمیخانه بزن جام که نوش است
گر توبه ز تزویر و ریا میکنی ای شیخوقت است که امشب قدح باده بجوش است
دوشینه ز مسجد بخرابات کشیده استاین شیخ قدح نوش که سجاده بدوش است
راهی بگشائید کز این خانه بر آئیدکین خانه پر از بانگ سباع است و وحوش است