شمارهٔ ۶۱
شیخ و زاهد دوش اگر منع از شرابم کرده استساقی از یک جام می امشب خرابم کرده است
راست گفته است، از حدیث راست رنجیدن خطا استشیخنا زندیق و ملحد، گر خطابم کرده است
گر مرا رسوای عالم کرد عشقش باک نیستدامنی تر بوده ام بر آفتابم کرده است
عقل و دانش را نثار راه مجنون کرده اماز سگان کوی لیلی چون حسابم کرده است
صحبت شیخ ایمنم کرد از عذاب روز حشرحق چو در دنیا بدین دوزخ عذابم کرده است
نیست بر حکم حق ای زاهد سزاوار اعتراضدر خرابات مغان گر فتح بابم کرده است
مینهد هر شب سبو پیر خراباتم بدوشبهر این خدمت ز رندان انتخابم کرده است
از حرم گر سوی دیرم برد پیر میفروشره نمائی از خطا سوی صوابم کرده است