گنج

شمارهٔ ۳۴

۸ بیت
در کوی عشقبازی ننگ است و نام نیستدر بزم جانفشانی سنگ است و جام نیست
یک گام نه بهستی و دیگر به نیستیکاین ره اگر دراز بود جز دو گام نیست
میکوش تا زهستی زی نیستی رسیکز نیستی فراز بدان سو مقام نیست
آنسوی شاهراه فنا راه نیست هیچاینحرف پخته گیر که سودای خام نیست
جزشید و قید نیست سخنها که گفته اندبالله که هر چه هست بجز شید و دام نیست
راه سخن عمیق و در گفتگو درازوین اسب تند و سرکش ما را لجام نیست
دارم سخن حبیب بسی لیک صد هزارافسوس از آنکه جای حدیث و کلام نیست
اینحرف سربسر دگران گفته ناتمامجز گفته خدای کلامی تمام نیست