گنج

شمارهٔ ۳۲۹

۷ بیت
گر تلخ کنی و گر ترش رویور چین فکنی میان ابروی
دل باختگان بجان پسندندهر بد که کنی بجای نیکوی
ما دست نمی نهیم از این پایما پای نمیکیشم از این کوی
چون یار نکو رخ است و زیباسهل است اگر چه هست بدخوی
یا پای منه بکوی خوبانیا دست بخون دل فرو شوی
ماهی است فتاده بر لب بامسروی است ستاده بر لب جوی
من سرو ندیده ام قبا پوشمن ماه ندیده ام سخنگوی