گنج

شمارهٔ ۳۰۷

۸ بیت
عید شد باده مغانه بزنباده با چنگ و با چغانه بزن
قدم از صحن خانه تا لب بامبنه و طبل شادیانه بزن
شب عید است تا سحر خوشباشباده و چنگ را شبانه بزن
دست افشان و پای کوبان شوهی لگد بر سر زمانه بزن
با جوان بخت یار شیرین طبعباده تلخ را جوانه بزن
کوس عیش است بر سر بازارتو قدح در درون خانه بزن
با بتی سرو قد کمان ابروتیر را راست بر نشانه بزن
تنگ چون پیرهنش در بر گیرچنگ در طره اش چو شانه بزن