گنج

شمارهٔ ۲۷۸

۴ بیت
ز لعل دلکشت ای یارجانی مطلبی دارمسخن ناگفته از خجلت نهان زیرلبی دارم
بامیدی که لبیکی رسد یا نامه و پیکیهمه شب بی زبان بادوست یارب یاربی دارم
همه روزم چه مسجد وقف زهاد و ریاکارانولی در صحبت رندان عجب خرم شبی دارم
بسی نذر و دعا دارم که مقصودم شود حاصلکه طفل نو سبق بسته به قید مکتبی دارم