گنج

شمارهٔ ۲۴۹

۶ بیت
من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنمدر همه عمر جز این مشغله دیگر نکنم
زاهد ار نسیه فردا دهم وعده، بگونقد امروز بدان نسیه برابر نکنم
تا بود نغمه مرغ سحر و بانگ ربابگوش بر موعظه واعظ منبر نکنم
وعده شیخ خیالات دروغ است و محالگو زنخ کم زن از این وعده که باور نکنم
با تو صد بار سخن گفتم و مغلوب شدیشرط کردم که دگر باره مکرر نکنم
دل من آینه صاف بود، آینه رابخیالات محال تو مکدر نکنم