شمارهٔ ۲۴۱
ما راز نهانیم که در قلب جهانیمدر قلب جهانیم که ما راز نهانیم
ما سر سویدای جهانیم که راز استراز است که ما سر سویدی جهانیم
ما بخت جوانیم که در صحبت پیریمدر صبحت پیریم که ما بخت جوانیم
ما صورت جانیم که در آئینه پیداستدر آئینه پیداست که ما صورت جانیم
ما روح روانیم که از دیده نهان استاز دیده نهان است که ما روح روانیم
ما عین عیانیم که در وهم نیائیمدر وهم نیائیم که ما عین عیانیم
بیرون ز گمانیم که افزون ز یقینیمافزون ز یقینیم که بیرون زگمانیم