گنج

شمارهٔ ۱۸۲

۵ بیت
بهار شد که جهان خرمی ز سر گیردجهان جوان شود و رونقی دگر گیرد
خوش آنکه بر لب جو با نگار دل جوئیدماغ تر کند و جام باده در گیرد
نسیم باد بهاران بر آتش دل منچو آتشی است که در چوب خشک در گیرد
اگر ز سیم و زرش کیسه ای پر است چو جامدرون کاسه سیمین بآب زر گیرد
قرار عیش و طرب یاد گیرد از نرگسقدح بدست، سر از خواب صبح برگیرد